لئون : این پست درباره روش بهرهبرداري از وقت طلايي و كم ِ سخن گفتن در آغاز رابطه است.
روزهاي اول رابطه، وقتي گوشهاي طرفتان تيز است و تمام كلمات شما را ضبط ميكند، بهترين وقت براي تلهگذاري است. تلهاي كه شايد ضرورتش در ابتداي رابطه حس نشود اما بيشك زماني كه شما گرفتار معشوق يا معشوقهتان شدهايد و او رو به سردي ميرود، ميتواند جرقهاي باشد برايش تا تخيل و به تبع آن حسادتش تحريك شود. قصه از این قرار است:
در ديدارهاي اول از جايي صحبت ميكنيد كه غير مستقيم به او ميفهماند مكان مناسبي براي ايجاد رابطههاي جديد است. زمان ميگذرد و شما از آن مكان حرفي نميزنيد. بعد در ميانه مسير وقتي احساس كرديد او كمي سرد شده و جذابيت شما برايش كم شده؛ از دامي كه پيش از اين تدارك ديدهايد بهرهبرداري ميكنيد، به اين صورت كه در حاشيه صحبتهاي معمول و بدون جلب توجه اشاره كمرنگي هم به آن مكان ميكنيد: شما دوباره به همانجايي كه فرصتهاي زيادي براي جايگزين كردن فرد ديگري به جاي "او" محياست، دعوت شدهايد!!!
نبايد در عشق فقط آينده را دید. بلكه بايد گوشه چشمي هم به گذشته داشت. اينجا منظور من فقط آن گذشتهاي نيست كه بعدها طرفتان از آن با خبر ميشود، بلكه گذشتهاي است كه از مدتها پيش در درون خود نگه داشته و ناگهان ــ با جرقهاي ــ خواندنش را فرا ميگيرد.
روزهاي اول رابطه، وقتي گوشهاي طرفتان تيز است و تمام كلمات شما را ضبط ميكند، بهترين وقت براي تلهگذاري است. تلهاي كه شايد ضرورتش در ابتداي رابطه حس نشود اما بيشك زماني كه شما گرفتار معشوق يا معشوقهتان شدهايد و او رو به سردي ميرود، ميتواند جرقهاي باشد برايش تا تخيل و به تبع آن حسادتش تحريك شود. قصه از این قرار است:
در ديدارهاي اول از جايي صحبت ميكنيد كه غير مستقيم به او ميفهماند مكان مناسبي براي ايجاد رابطههاي جديد است. زمان ميگذرد و شما از آن مكان حرفي نميزنيد. بعد در ميانه مسير وقتي احساس كرديد او كمي سرد شده و جذابيت شما برايش كم شده؛ از دامي كه پيش از اين تدارك ديدهايد بهرهبرداري ميكنيد، به اين صورت كه در حاشيه صحبتهاي معمول و بدون جلب توجه اشاره كمرنگي هم به آن مكان ميكنيد: شما دوباره به همانجايي كه فرصتهاي زيادي براي جايگزين كردن فرد ديگري به جاي "او" محياست، دعوت شدهايد!!!
نبايد در عشق فقط آينده را دید. بلكه بايد گوشه چشمي هم به گذشته داشت. اينجا منظور من فقط آن گذشتهاي نيست كه بعدها طرفتان از آن با خبر ميشود، بلكه گذشتهاي است كه از مدتها پيش در درون خود نگه داشته و ناگهان ــ با جرقهاي ــ خواندنش را فرا ميگيرد.
پی نوشت: در بخش نظرات پست «زدن کنار خال» مکابیز متنی را نوشته که توصیه میکنم بخوانید.

