تبليغاتX
آموزش دلبری

لئون : ديده‌ايد گاهي يكي از طرف‌هاي رابطه در ابراز احساساتش اغراق مي‌كند؟! اين اتفاق در آغاز رابطه كه يكي از طرف‌ها (و يا شايد هر دو) سعي دارد با "حساس" نشان دادن خود بر جذابيتش بيافزايد، بيشتر رخ مي‌دهد. مثلا در نامه‌ها و مکالماتش چنان از غم فراق مي‌نالند انگار كه سالهاست شما را نديده‌ در صورتي كه دو روز قبل با هم بوده‌ايد. يا وقتي با هم ــ در خيابان ــ از كنار يك بچه گربه مي‌گذريد يكهو دگرگون مي‌شود و جيغ‌هاي دلخراش مي‌كشد و ميخواهد از فرط لذت تماشاي آن بچه گربه جان بدهد. يا موقع ديدن يك فيلم غم‌ناك از گريه به هق‌هق مي‌افتد. يا اينكه به ناگهان عاشق يك عروسك بي‌خاصيت پشت ويترين مي‌شود و تمام پس‌انداز زندگي‌اش را خرج مي‌كند...
مي‌خواهم هشدار بدهم! اگر طرفتان چنين آدمي است هيچ تصور نكنيد كه او فقط «حساس» است و با اين تصور رفتارتان را طوري تنظيم نكنيد كه متناسب با روحيه او باشد. بدانيد كه او اساسا حساس نيست بلكه «سانتي‌مانتال» است. (تعريف سانتي‌مانتال در پي‌نوشت مي‌آيد.)
بايد بين سانتي‌مانتال و حساس فرق بگذاريد و به گمان حساس بودن او هرگز به احساسات غليظ و  گل‌درشتش توجه نكنيد. من اگر باشم حتي تهوع‌ام را هم پنهان نمي‌كنم اما اگر آن رابطه براي شما ارزش‌هايي دارد، بهتر است لااقل اسير آن احساسات نشويد و جدي‌اش نگيريد. شما با توجه نشان دادن به آن احساسات احمقانه باعث مشروعيتش در ذهن فاعل آن عمل مي‌شويد. اين كار براي او بيش از هر كسي خطرناك است: شما دروغ او را در ذهن خودش مخفي مي‌كنيد!
حالا او برود به درك! اما توجه به آن احساسات در واقع رابطه خودتان را هم داراي پيچيدگي‌هاي غير ضروري و دردسر‌سازي مي‌كند كه به مرور لذتش را كم مي‌كند و بر ملالش مي‌افزايد. حتي ممكن است تعهداتي به مراتب سخت‌تر از تعهد ازدواج را به شما تحميل كند. مثل تعهد به ابراز احساسات شنيع به بچه‌گربه‌هاي آواره!!!

پي‌نوشت:
تعريف سانتي‌مانتال (از نگاه سلينجر كه با اين پست هماهنگ‌تر است): احساساتي‌گري يعني اينكه ميزان مهر و عطوفتي كه نثار چيزي مي‌كنيم بيش از آني باشد كه خداوند (ما كفار مي‌خوانيم: طبيعت) نثارش كرده است.
سانتي‌مانتال (از نگاه ناباكوف كه درباره آثار هنري است): اغراق غيرهنرمندانه به عواطف آشنا به قصد برانگيختن بي‌تفكر شفقت سنتي مخاطب.