مکابیز :احتمالا همه ی ما زمانی خودمان را برای مامانمان لوس کرده ایم . گفته ایم سرمان درد می کند یا دست مان یا دل مان یا قلب مان .... مامان هم نگران شده و اقدامی از درست کردن شربت قند تا خبر کردن اورژانس ( بسته به اینکه ما چقدر لوس بوده ایم ) انجام داده .خوب . ما وقتی وارد رابطه می شویم ( چه زن باشیم و چه مرد ) دیگر بزرگ شده ایم و طرف مقابل هم مامان مان نیست . نگران شدن ها . صبوری ها و بطور کلی مایه گذاشتن ها در یک رابطه ، محدود و مشروط است و نمی توان توقع داشت پارتنرهای مان هم مثل مادرانمان باشند . ممکن است آنها تا حدی از لوس بازیهای ما خوششان بیاید . اما اگر این لوس بازیهای مقطعی به قاعده ای تبدیل شود به منبعی برای ایجاد اضطراب یا کسالت تبدیل خواهد شد . اگر هر زمان که تماسی برقرار شد شروع به آه و ناله ( درباره ی دردهای جسمی و روحی تان ) کنید به سوی دو نتیجه ی محتوم حرکت کرده اید :
1) این آه و ناله ها برای او عادی خواهد شد و دیگر در هیچ صورتی برای شما احساس نگرانی نخواهد کرد
2) از تحمل اضطراب جانش به لب می رسد و به کله اش میزند عطای این رابطه ی پر اضطراب را به لقایش ببخشد .
و در هر دو صورت رابطه ی شما در آستانه ی سقوط قرار می گیرد . خلاصه اینکه طرف مقابل شما یک کیسه ی خالی نیست که شما تمام غم ها ،.نگرانی ها و دردهایتان را در آن خالی کنید . او یک انسان است . با ظرفیت و توانایی و علاقه ی محدود . بنابراین هر چه غم و ناراحتی و اضطراب و نگرانی و دلهره و درد جسمی و روحی دارید بر سرش آوار نکنید .

