مکابیز : آدم های در هم حل شده . یا بدتر از آن آدمی که در یکی دیگر حل شده تصویر تهوع اوری از یک رابطه دونفره است .آدم های ضعیف ( ترجیح می دهم بگویم بدبخت ) ادم هایی هستند که هیچ مرزی ندارند . آماده اند تا در یک رابطه همه ی مرزهایشان را معامله کنند . شما حتما در میان اطرافیان تان ( اگر خودتان جزو آن دسته افراد نیستید ) دیده اید زن و مرد هایی را که هیچ مشغولیتی به جز طرف مقابل ندارند ( دور و ور من بیشتر زنها اینطوری هستند بنابراین از آنها مثال میزنم ) یعنی هیچ هوس و هیچ تفنن و هیچ کاری جز طرف مقابل شان ندارند .شغل شان ، تفریح شان ، انگیزه و امیدشان ، هوس شان ، بازی شان ، هنرشان ، صنعت شان و حتی کابوس شان شوهر ( یا دوست پسرشان ) است . هیچ چیزی جز او ندارند . در ابتدا و بخصوص برای نوجوان ها چنین رابطه ای جذاب به نظر می رسد . اما همین ها وقتی چنین رابطه ای را در طول زمان نجربه می کنند دچار چنان استیصالی می شوند که اگر شجاع باشند می روند و پشت سرشان را نگاه نمی کنند و از هر نوع رابطه ای بیزار می شوند و اگر نباشند در جهنم یک وابستگی هیستریک و رنج آور دست و پا می زنند و تا آخر عمر گمان می کنند زندگی همین جهنمی است که آنها در آن قرار دارند .
اما در یک رابطه ی درست هر کس علاوه بر اتاق مشترک ، اتاقی از آن خودش دارد . رازها و مرزهای خودش ، تفنن ها و مشغولیت های خودش را دارد . رابطه ای که مبتنی بر عریانی کامل برای دیگری باشد جهنم است .شاید به همین دلیل است که یکی از شخصیت های نمایشنامه ی در بسته ( اثر سارتر ) می گوید : « دوزخ دیگران اند » ....خودتان را برای دیگری تبدیل به دوزخ نکنید هوس ها و تفنن ها و مشغولیت های تان را برای دیگری نابود نکنید ( از دیگری هم چنین نخواهید ) ...جبران خلیل جبران هم جمله ای دارد با این مضمون : «با هم بنوشید اما از یک جام ننوشید » ...حرف بیراهی نیست !
