لئون : در زمان آسايش رابطه* كه هنوز مرزهاي قدرت و ضعف مشخص و محسوس نيست، بسيار پيش آمده که يكي از طرفها، ديگري را در معرض "وسوسه" قرار ميدهد و ميآزمايد. معمولا وسوسهگر از دوستانش استفاده ميكند و يا خودش مرتكب آن عمل ميشود و يا راه ديگري كشف ميكند كه البته موضوع مهمي براي بحث نيست. در اين پست ميخواهم به "عمل وسوسه" بپردازم. عملي مسخره كه هيچ منطق و عقل و شعوري در آن پيدا نيست... مثل تمام اتفاقاتي كه در جريان روابط زن و مرد رخ ميدهد!
نكته اول در بررسي چنين اتفاقي، اين است كه فرد وسوسهگر در پي لذت، پارتنرش را وسوسه ميكند. لذت برتري. لذت شنيدن پاسخ «نه» به همه مخلوقات از طرف معشوق يا معشوقهاش.
پس بیائید فكر كنيم چه چيزي باعث ميشود مردم گمان كنند تن مادينه يا نرينهاي كه با آنها وارد رابطه آزاد شده در مقابل وسوسه مصون است، ولي باقي خلقالله بي برو برگرد اسير وسوسه ميشوند؟!
پاسخ به این سئوال بسیار کوتاه است «هیچ!» ما اینطور خیال می کنیم چون دلمان می خواهد که اینطور باشد. چون عمیقا می خواهیم طرف رابطه مان "پاک" (؟) باشد و باقی مردم "فاسد" باشند! و گاهی آنچنان از این طرز فکر مطمئنیم که برای تماشای نمایش برتریمان، طرفمان را امتحان می کنیم.
من تصور نمیکنم فرد وسوسه گر حتی امکان کوچکی برای "رد" شدن طرفش قائل باشد وگرنه اساسا امتحان نميكرد. کسی که گمان کند طرفش فرد دیگری را برتر از او میداند بلافاصله در جایگاه ضعیف رابطه پرت می شود و به سنت همه ضعیفان با دروغ گفتن به خود و تا لبريز صبرش با پرهیز از یقین حاصل از امتحان رابطه را کش می دهد.
اما این فرد قوی است که از همه چیز مطمئن است (فرد قوی یا آنکه هنوز روابطش تا جایی پیش نرفته که بداند ضعیف است) و در زمان آسایش رابطه طرفش را برای تفریح و تفنن در معرض وسوسه قرار می دهد. اما چرا این آزمون ها غالباً نتایجی غیر از آنچه او فکر می کند دارند؟ چرا طرف رابطه با دريافت پيشنهاد جديد (و نه لزوما بهتر) زرتي زير همه چيز ميزند و پاسخ مثبت ميدهد و وسوسهگر را غافلگير ميكند؟!
به نظرم پاسخ اين سئوال در برداشت اشتباه از مفهوم رابطه نهفته است. ما بايد بدانيم كه رابطه به دلايل سطحي و پيش پا افتادهاي شكل ميگيرد و ادامه پيدا ميكند. دليل اينكه فلان مرد با فلان زن خوشبخت است اين است كه زن بهتري در دسترسش نيست يا حال و حوصله پيريزي رابطهاي جديد را ندارد. دليل اينكه فلان زن عاشق دانش و شعور فلان مرد ميشود اين است كه مردي با بيني خوشتركيبي در اطرافش پر نميزند و يا از جلب توجه فلان مرد با چشماني زيبا عاجز است! اشتباه اين است كه تصور كنيم اينها دائمي هستند. ما اگر به درك موقت بودن اين احساس برسيم هرگز طرف رابطهمان را وسوسه نخواهيم كرد!
نكته اول در بررسي چنين اتفاقي، اين است كه فرد وسوسهگر در پي لذت، پارتنرش را وسوسه ميكند. لذت برتري. لذت شنيدن پاسخ «نه» به همه مخلوقات از طرف معشوق يا معشوقهاش.
پس بیائید فكر كنيم چه چيزي باعث ميشود مردم گمان كنند تن مادينه يا نرينهاي كه با آنها وارد رابطه آزاد شده در مقابل وسوسه مصون است، ولي باقي خلقالله بي برو برگرد اسير وسوسه ميشوند؟!
پاسخ به این سئوال بسیار کوتاه است «هیچ!» ما اینطور خیال می کنیم چون دلمان می خواهد که اینطور باشد. چون عمیقا می خواهیم طرف رابطه مان "پاک" (؟) باشد و باقی مردم "فاسد" باشند! و گاهی آنچنان از این طرز فکر مطمئنیم که برای تماشای نمایش برتریمان، طرفمان را امتحان می کنیم.
من تصور نمیکنم فرد وسوسه گر حتی امکان کوچکی برای "رد" شدن طرفش قائل باشد وگرنه اساسا امتحان نميكرد. کسی که گمان کند طرفش فرد دیگری را برتر از او میداند بلافاصله در جایگاه ضعیف رابطه پرت می شود و به سنت همه ضعیفان با دروغ گفتن به خود و تا لبريز صبرش با پرهیز از یقین حاصل از امتحان رابطه را کش می دهد.
اما این فرد قوی است که از همه چیز مطمئن است (فرد قوی یا آنکه هنوز روابطش تا جایی پیش نرفته که بداند ضعیف است) و در زمان آسایش رابطه طرفش را برای تفریح و تفنن در معرض وسوسه قرار می دهد. اما چرا این آزمون ها غالباً نتایجی غیر از آنچه او فکر می کند دارند؟ چرا طرف رابطه با دريافت پيشنهاد جديد (و نه لزوما بهتر) زرتي زير همه چيز ميزند و پاسخ مثبت ميدهد و وسوسهگر را غافلگير ميكند؟!
به نظرم پاسخ اين سئوال در برداشت اشتباه از مفهوم رابطه نهفته است. ما بايد بدانيم كه رابطه به دلايل سطحي و پيش پا افتادهاي شكل ميگيرد و ادامه پيدا ميكند. دليل اينكه فلان مرد با فلان زن خوشبخت است اين است كه زن بهتري در دسترسش نيست يا حال و حوصله پيريزي رابطهاي جديد را ندارد. دليل اينكه فلان زن عاشق دانش و شعور فلان مرد ميشود اين است كه مردي با بيني خوشتركيبي در اطرافش پر نميزند و يا از جلب توجه فلان مرد با چشماني زيبا عاجز است! اشتباه اين است كه تصور كنيم اينها دائمي هستند. ما اگر به درك موقت بودن اين احساس برسيم هرگز طرف رابطهمان را وسوسه نخواهيم كرد!
* «زمان آسايش» هنگامي است كه دو طرف خواسته يا ناخواسته آزاري براي هم ندارند و رابطه بر پايه عصبيت يكي از طرفها به پيش نميرود. اين دروره زماني با «ماهعسل» رابطه تفاوت دارد. يعني ممكن است خوشي و لذتي به همراه نداشته باشد اما طرفين آزاري هم نميبينند.

