من در این پست سعی می کنم یک بار برای همیشه ( انشا الله ) به این قبیل پرسشها پاسخ بدهم .
روابط انسانی پیچیده تر یا ساده تر از آن است که ....
پاسخ : روابط انسانی پیچیده است . اصلا خود انسان موجودی است غیر قابل پیش بینی . اما توجه کنید که تحلیل این روابط و پیشنهاد تکنیک ممکن است . مثلا در همه جای دنیا وقتی خطر وقوع جنگ نزدیک می شود مردم به سوپرمارکت ها هجوم می برند . یعنی پدیده ای مثل ترس از جنگ و قحطی عکس العملی کمابیش مشابه ایجاد می کند .این نفی آن نیست که یک فرد در چنین موقعی اصلا از خانه اش بیرون نیاید . اما یک فرد استثنا است و آنچه ما می گوییم بر مبنای قاعده هاست .عبدالکریم سروش داستان جالبی از مولوی نقل می کند با این مضمون که کسی از بلندی پرت شد و باد زد زیر دامنش و آرام پایین آمد .خود مولوی از داستانش نتیجه می گیرد که این یک استثنا بوده و ما براین اساس نمی توانیم برویم از بلندی بپریم . چون قاعده این است که با مخ می خوریم زمین و آش و لاش می شویم . آدم عاقل بر مبنای قاعده ها تصمیم می گیرد . استثنا هم اگر رخ داد خوب رخ داده !
فرهنگ ما فرهنگ خاصی است اما حرفهای شما فرهنگ ما را در نظر نمی گیرد
پاسخ : آنچه ما می گوییم رابطه ی میان دو انسان آزاد است . این پیش فرض در ارائه ی تکنیک های ما مستتر است. ممکن است کسی را پدر و مادرش نگذارند از خانه بیرون بیاید .خوب این آدم اصلا مخاطب ما نیست . یعنی سئوالی ندارد که بخواهد پاسخش را در این وبلاگ بگیرد . اما اگر دو انسان آزاد با هم رابطه ای برقرار کردند ما تکنیک هایی برای اینکه یکی از طرفین ( خواننده ی وبلاگ ) بتواند دیگری را وابسته تر کند یا از شر وابستگی به او رها شود معرفی می کنیم . این هم بر مبنای ویژگی های عام انسانی است . مثلا همه ی آدم ها وقتی در آستانه ی از دست دادن چیزی که همیشه خودشان را مالک اش احساس می کردند قرار می گیرند عکس العمل واحدی نشان می دهند و سعی می کنند حفظ اش کنند .حالا ما بر مبنای این ویژگی عام انسانی تکنیکی معرفی می کنیم . دو انسان آزاد چه در بورکینافاسو باشند چه قزوین چه تهران چه لس آنجلس دچار این احساس هستند و اصلا ربطی به فرهنگ بومی یک سرزمین ندارد . همانطور که چه ما در ایران باشیم چه در سوییس احتیاج داریم که مورد توجه باشیم و برای اطرافیانمان اهمیت داشته باشیم و تحقیرمان نکنند و ...الخ
آموزه های این وبلاگ با فرهنگ دینی ما نمی خواند.
پاسخ : ممکن است اینطور باشد . اما خوب کسی که محذوریت دینی دارد به آن عمل نمی کند . فرض کنیم من به آدم متشرعی که حسابی هم به اسلام پای بند است بگویم مشروب الکلی مصرف کن تا جذاب تر شوی . این آدم اگر پای بند به دین است حفظ اصولش را به جذاب تر شدن ترجیح می دهد . اگر هم ترجیح ندهد معلوم است که آنچنان پای بند به دین نبوده . بنابراین ما که به زور چادر از سر مخاطبانمان نمی کشیم . صرفا توصیه می کنیم و مخاطب ما هم می تواند برای حفظ دین اش ( آنجا که احساس می کند با دینداری اش تلاقی دارد ) این توصیه ها را ندیده بگیرد .
شما به عشق و انسانیت و عاطفه و اخلاق توجه ندارید .

