البته قطعا ميدانيد راه درست و شرافتمندانهاش اين است كه وقتي ديگر به كسي ميلي نداريد، رابطه را بيخود كش ندهيد و با هر ترفندي (بغير از رابطهي جديد = حسادت) كاري كنيد كه از شما قطع اميد كند. اما خيليها قادر به انجام ضربتي چنين عملياتي نيستند. شهامتش را ندارند، نگران طرفشان هستند و يا هنوز به بعضي از خدمات او محتاجند. اين پست براي آنهاست. براي كساني كه ميخواهند عشق طرفشان را تعديل كنند و سپس با رضايت او جدا شوند.
ــ اگر در جايگاه قدرت نشستهايد لابد بارها از طرفتان ــ بيهيچ مناسبتي ــ شنيدهايد كه «از من ناراحتي؟» شما معمولا در جواب ميگوييد «نه! چرا همچين فكري ميكني؟» يا چيزي توي همين مايهها. اين پاسخ اشتباه است. حواستان باشد! چنين سئوالي وقتي از شما پرسيده ميشود كه طرفتان دست شما را خوانده و از ماجرا بو برده باشد. وقتي كه ميداند ميلي به او نداريد اما نميخواهد قبول كند كه اين احساس حتمي شماست. دلش ميخواهد فكر كند كه شما از دست او ناراحتيد و اگز دلجويي كند پس از مدتي علت ناراحتي را فراموش ميكنيد و دوباره همان آدم روزهاي اول ميشويد. اگر اينطور دلش ميخواهد چرا اذيتش ميكنيد؟ يك بهانه بيخود بتراشيد و او را دل خوش كنيد. بگذاريد با معذرتخواهي و قربان صدقه رفتن آرام شود.
ــ او غالبا راس ساعت معيني در روز با شما تماس ميگيرد. مبادا جواب تلفنش را ندهيد! حتي اگر از دستتان در رفت و تلفنش را جواب نداديد، براي تماس بعدي دليل محكم و دهنپركني بتراشيد. موقع تماس او تلفنتان اشغال نباشد. حواستان را جمع کنید که یک وقت اشغال بودن تلفن را به پای رابطه با شخص دیگری نگذارد. تا يك وقت به شما شك نكند! شك مهمترين عامل تشديد عشق است. حتي پيشنهاد ميكنم قبل از آن ساعت مشخص شما پيشقدم شويد و به او زنگ بزنيد و آنقدر حرافي كنيد كه خسته بشود. گاهي اوقات كه ميدانيد در جايي است كه امكان پاسخ به تلفن را ندارد به او زنگ بزنيد و قربان صدقهاش برويد.
ــ در بعضي موارد طرف ضعيف سعي ميكند هر نوع سوءتفاهمي را درباره روابطش با سايرين برطرف كند. مثلا اگر در صحبتهايش از مردي (يا زني) نام ميبرد بلافاصله توضيح ميدهد كه او مردي مسن و متاهل است. حتي ممكن است بيخود و بيجهت از شما بپرسد «چرا به من شك داري؟» حرف دلتان را به او نزنيد. نگوييد كه «من به كل وجود تو روزي يك ثانيه هم فكر نميكنم، چه برسد به روابطت!» بهتر است خيال كند شما دائما در پي او هستيد. روابطش برايتان نه تنها مهم كه حياتي است. حسود بازي به شكل افراطي از خودتان صادر كنيد. چك كردن موبايل و سئوال و جوابهاي احمقانه درباره شماره تلفنها هم خوب جواب ميدهد.
ــ گاهي اوقات لاف ميزند كه فلان مرد (يا زن) مثل كنه به او چسبيده و عجيب خاطرخواهش شده اما او دائما در حال ضايع كردن آن مرد است! اشتباه است اگر منطق را دخالت بدهيد و بگوييد «مرد بدي كه نيست. چرا رويش حساب ازدواج باز نميكني؟» اين حرف يعني ظاهر كردن ميلتان به دك كردن او. به خودتان نگاه نكنيد كه حرفهاي او را به هيچ چيزتان نميگيريد. آدم عاشق برعكس حرفهاي شما را صدها بار در تنهايي دوباره و صدباره براي خودش تكرار ميكند. تخيلش را به كار مياندازد و خودش را و بعضا شما را بيچاره ميكند. در اينجور مواقع نشان بدهيد كه رگ غيرتتان ورقلنبيده! به او اخطار كنيد كه ميرويد و حساب يارو را كف دستش ميگذاريد. از طرفتان بخواهيد كه اگر ميخواهد آبروريزي راه نيافتد با تعريف چنين ماجراهايي با احساسات شما بازي نكند!
ــ نگذاريد حرفي توي دلش بماند. اگر احساس ميكنيد از شما ناراحت شده نگوييد كه به درك! مثل كنه بچسبيد و ماجرا را رفع و رجوع كنيد. همين بيتوجهي به دلخوريهاي جزئي است كه شما را خشنتر و در نتيجه جذابتر نشان ميدهد.
ــ راه به راه مناسبت بتراشيد و برايش كادو بخريد. اگر پولش را نداريد فقط سانتيمانتال بازي در بياوريد. حرفهاي مبتذل بزنيد. غلو كنيد! نترسيد از اغراق! يكجور در احساساتتان غلو كنيد كه خندهاش بگيرد و نه اينكه احساساتي بشود. در اين بين البته مواظب خنده خودتان هم باشيد!
ــ مدام توي دست و پايش بلوليد. خودتان را مشتاق سردرآوردن از جزئيترين و خصوصيترين مسائلش نشان بدهيد. در مواقعي كه ميدانيد نميتواند، با التماس بخواهيد كه به ديدارتان بيايد. كاري كنيد كه شما را موي دماغ ببينيد. حوصلهاش را سرببريد! عصبانياش كنيد. با اولين پرخاش از جانب او نصف راه را رفتهايد.
ــ اگر اين راهها جواب نداد پولتان را پسانداز كنيد و يك اسلحه بخريد.

