تبليغاتX
آموزش دلبری

لئون : بعضی از دخترها انگار درست پاي عمل كه مي‌رسند ياد قضيه مي‌افتد و دم‌دست‌ترين چاخان را تحويل آقا پسر مي‌دهند. شايد هم از بس به اين دروغ فكر كرده‌اند ديگر برايشان دروغ نيست و بخشي از خاطراتشان شده... نميدانم. اما قطعا اينكه «در بچگي توي حمام...» دروغ ناجوري است. شك نكنيد! گاهي فكر مي‌كنم شايد این دختر خانم ها در مورد پرده بكارتشان با دختران ديگر حرف نمي‌زنند كه اكثرا عين هم دروغ مي‌گويند؟! حالا برسيم به اصل ماجرا كه همانا «طرح موضوع نبود پرده بكارت با دوست پسر مربوطه» باشد.

ــ بهترين حالت ممكن كه باعث قدرت گرفتن در رابطه خواهد شد اين است كه اساسا نگوييد، بگذاريد طرف كارش را بكند، به روي خودتان نياوريد: «اصلا مگر يك همچو چيزي هم در بدن آدمي وجود دارد؟!» حالا نه به اين شدت ولي طوري برخورد كنيد كه طرف خجالت بكشد بپرسد «پس كوش؟» حتي اگر روداري كرد و پرسيد خيلي صريح و بي‌تعارف جواب بدهيد كه «مربوط به زندگي گذشته‌تان است و مايل نيستيد درباره‌اش حرف بزنيد.» اين يعني تلنگري براي تحريك تخيل دوست پسر شما: «ببيني با چه كسي بوده؟ كي بوده؟ و چرا؟» 

ــ  پيشنهاد اصلي من همان است كه گفتم اما با توجه به شناختي كه از پسران ايراني دارم درك مي‌كنم اگر دختري بگويد: «مجبورم به او توضيح بدهم» كه البته همينكه پسري (تو بگير بوركينافاسويي) در يك رابطه‌ي خارج از قواعد ازدواج جرات كند كه چنين سئوالي را با اصرار بپرسد از ضعف خانم است اما چه مي‌شود كرد؟ در اين حالت بهتر است كه هيچ اثري از پشيماني در شما ديده نشود حتي اگر واقعا پشيمان باشيد. نبايد او حس كند كه رازي را كشف كرده يا رابطه گذشته شما چنان بوده كه از ازاله‌ي پرده بكارتتان پشيمانيد و... بگذاريد خيال كند كه اين انتخاب خودتان بوده (خداوكيلي بوده). در مورد نوع دروغي كه بهتر است بگوييد در بند بعدي مي‌نويسم.

ــ زياد توضيح ندهيد. نگذاريد خيال كند كه موضوع چنان با اهميت است كه شما وظيفه داريد درباره‌اش مفصلا توضيح بدهيد. مثلا توي اين مايه ها كه «در رابطه‌ام با فلان پسر، با هم چنين تصميمي گرفتيم.» وارد جزئيات نشويد كه مجبور شويد دروغ‌هاي تازه‌اي سرهم كنيد. البته راه ديگرش هم اين است كه اصلا دروغ نگوييد اگر پشيماني و ضجه و مويه‌اي در واقعيت وجود ندارد. اما اگر واقعا در بچگي و در حمام و دستتان يكهو (!!!) خورده و اينها همان دروغ بگوييد بهتر است.

ــ به اعتقاد من دروغي كه به كسي ضرر برساند اخلاقا بد است. اما دروغ‌گويي به پسري كه با اصرار درمورد خصوصي‌ترين مسائل زندگي گذشته‌تان بپرسد كار كاملا خوبي است بلكه ثواب هم دارد انشاالله. اما سرجدتان دروغي بگوييد كه حقيرتان نكند. با دروغ «در بچگي توي حمام...» باعث تضعيف موقعيت خودتان در رابطه مي‌شويد. اينجور دروغ‌ها پيداست كه از سر استيصال و ناچاري است. كه از سر ضعف است.

۰۰۰

پ.ن: یک زمانی مکابیز قرار بود مطلبی در مورد «حفظ شان طرف مقابل هنگام دروغ گفتن» یا چیزی توی این مایه ها بنویسد. امیدوارم همچنان بر سر تصمیمش باشد که آن نوشته عجیب به درد بخور خواهد بود.